مجله لایف استایل روز با تو
  • صفحه نخست
  • اخبار
  • سرگرمی
  • خانواده
  • دین و مذهب
  • فناوری
  • سلامت
  • ورزشی
  • آشپزخونه
  • فرهنگی
  • دنیای مد
  • تناسب اندام
  • بلاگ
  • صفحه نخست
  • اخبار
  • سرگرمی
  • خانواده
  • دین و مذهب
  • فناوری
  • سلامت
  • ورزشی
  • آشپزخونه
  • فرهنگی
  • دنیای مد
  • تناسب اندام
  • بلاگ

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

طلوع ژاپن در هوای غبارآلود چین؛ رمزگشایی از «راز شرق»

تیر 27, 1405 2 دقیقه خواندن
چاپ خبر

«راز شرق»: طلوع ژاپن در آسمان غبارآلود چین

وقتی چین زیر بار تحقیرهای پی‌درپی غرب کمر خم کرده و از زخم‌های عمیق خود رنج می‌برد، ژاپن با نگاهی تازه به جهان، آرام اما مصمم وارد میدان رقابت می‌شود. این شکاف تاریخی، نقشه قدرت در شرق آسیا را دگرگون کرد و مسیر آینده منطقه را از ریشه تغییر داد.

به گزارش روزباتو، در ادامه سلسله گزارش‌های «راز شرق»، به سال ۱۸۴۸ می‌رسیم؛ سالی که چین پس از شوک جنگ تریاک، زیر بار «قراردادهای نابرابر» زانو زد. نقره چون سیلی از کشور خارج شد، فقر و گرسنگی فراگیر گشت و دو امپراتور یکی پس از دیگری از دنیا رفتند. با این همه، مهم‌تر از هر چیز، چینی‌ها در برابر این تکانه تاریخی ناچار شدند به درون خود بنگرند. فرسایش اقتصادی، آشوب‌های داخلی و خشکسالی‌های مرگبار، نخبگان را به بازاندیشی کشاند و ریشه‌های «سده تحقیر» را هرچه عمیق‌تر کرد.

در همان سال، چین خود را در میانه سه موج بزرگ جهانی دید: از غرب، قدرت‌های اروپایی با مطالبه تجارت آزاد و امتیازات قضایی یقه‌اش را گرفتند؛ از شمال‌غرب، روسیه تزاری چشم به پیشروی در حاشیه‌های آسیای میانه دوخت؛ و در شرق، ژاپنی که با شتابی کم‌سابقه خود را نوسازی می‌کرد. در داخل، شکاف فکری میان نخبگان بالا گرفت؛ گروهی استفاده از فناوری غربی را راه نجات می‌دیدند و گروهی دیگر آن را تهدیدی برای هویت و بنیان‌های ملی می‌دانستند. در این میان، «وی‌یوان» قد علم کرد. او در اثر اثرگذار خود «طرح‌هایی برای پرداختن به دریاها» دو مسیر پیش روی دولت گذاشت: نخست، بهره‌گیری هوشمندانه از رقابت میان مخالفان بریتانیا برای کاستن از فشارها؛ دوم، یادگیری و بومی‌سازی فناوری غربی برای مهار قدرت‌های متخاصم. اما دولت مرکزی توان اجرایی کافی نداشت و چین در برزخ میان پاسداشت سنت و ضرورت دگرگونی، سرگردان ماند.

چین در برابر تهدیدات جهانی

اکنون سال ۱۸۶۰ است؛ امپراتور و درباریانی که بر مقاومت بی‌امان علیه بریتانیا اصرار داشتند، پایتخت را ترک کرده‌اند. «شاهزاده گونگ»، برادر امپراتور، زمام دولت را به دست گرفته و در مذاکرات پی‌درپی پایان جنگ، به چهره‌ای کلیدی بدل شده است. او در یادداشت‌هایی که برای امپراتور می‌نوشت، با صراحت کفه صلح را سنگین‌تر می‌کرد: «همین حالا شورش «فن‌آن» در شمال و طغیان «تای‌پینگ» در جنوب شعله‌ور است. تدارکات نظامی ما سست است و خزانه تهی. بیگانگان از این ناتوانی ما سود می‌برند و می‌توانند استخوان‌مان را خرد کنند. اگر خشم خود را مهار نکنیم و به ستیز ادامه دهیم، فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر در انتظار ماست. اما اگر از آسیب‌هایی که به ما رسانده‌اند چشم بپوشیم و خود را برای رویارویی آماده نکنیم، سرچشمه نکبت را برای فرزندان‌مان به جا می‌گذاریم.»

این همان تنگنایی است که هر تمدن مغلوب با آن روبه‌رو می‌شود؛ دوگانگی میان حفظ غرور زخم‌خورده و پذیرش تغییراتی که بقای ملی را تضمین کند. تصمیمی دشوار، اما سرنوشت‌ساز، درست در لبه تاریخ.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد ویژه

  • اجرای مجدد طرح پایتخت قرآنی، راهبردی مؤثر در مقابله با توطئه‌های ضدقرآنی دشمنان
  • علمای شیعه و سنی در گفتگو درباره همدلی امت و یاد شهید رهبر
  • برگزاری مراسم عزاداری موکب‌های کربلا به مناسبت اربعین حسینی
  • ورود بیش از یک میلیون و ۲۷۳ هزار زائر به عراق در آغاز محرم
  • کتاب «شیعه برادران یک قبله‌اند» با محوریت نگاه الازهر منتشر شد
  • بزرگترین واقف معاصر؛ پیوند ماندگار ثروت و فرهنگ
  • مردم جنوب، شعارها را به عمل تبدیل کرده‌اند
  • تعامل فرهنگی زائران ایرانی و موکب داران عراقی در همایش جهانی اربعین
  • دین و مذهب
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • خانواده
  • سلامت
  • اخبار شرکت ها

©طراحی سایت و سئو توسط اینتن