ضربه هولناک متعصبان نهروان بر پیکر جامعه
متعصبان کجاندیش چگونه در نهروان عمیقترین ضربه را به جامعه وارد کردند؟
جنگ نهروان برخلاف کارزارهای معمول، صحنهای بود که جماعتی سادهدل و صِفّتگرا به نام دین قد علم کردند. روایتی تلخ از جریانهایی که با رویکردی ظاهرگرایانه، از درون جبهه خودی سر برآوردند و با جزماندیشی، مسیری به روی جامعه گشودند که به ژرفترین آسیبها انجامید.
به گزارش روزباتو، نبرد نهروان در نیمههای سال ۴۰ هجری قمری میان سپاه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) و گروه موسوم به خوارج (مارقین) درگرفت؛ یکی از پیچیدهترین، حساسترین و آموزندهترین فرازهای تاریخ صدر اسلام. این نبرد برخلاف جنگهایی که موضعگیریهای سیاسی و دینیاش روشن بود، رویارویی با جریانی پدید آورد که از درون جامعه اسلامی برخاست. جریانی متشکل از زاهدان قشری، سادهانگاران بدوی و متعصبان کجاندیش که با شعارهای جذاب دینی، ضربهای عمیق بر پیکره جمعیت اسلامی وارد ساختند. بررسی این واقعه از ریشههای پیدایش در صفین تا بستر آن در نهجالبلاغه، ابعاد گوناگون این انحراف فکری و فتنهانگیزی سیاسی را آشکار میکند.
ریشهها و زمینههای شکلگیری خوارج در صفین
بذر فتنه خوارج در واپسین روزهای نبرد صفین کاشته شد. زمانی که سپاه امام علی (ع) در آستانه پیروزی نهایی بر لشکر معاویه قرار داشت، عمرو بن عاص با ترفند بالا بردن قرآنها بر سر نیزه، میدان را دچار تردید کرد. این نیرنگ، بافت سطحینگر و خِرَدناشده سپاه کوفه را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. اشعث بن قیس و جمعی از زاهدان قشری، سپاه امام را مجذوب این ظاهر فریبنده کردند و با اصرار و هیاهو، توقف جنگ و پذیرش حکمیّت قرآن را مطالبه نمودند.
امام علی (ع) با تیزبینی و شناخت عمیق خویش، این اقدام را توطئهای برای فرار از شکست خواند و فرمود: «آنها نام قرآن را بالا بردهاند، اما آن را نمیشناسند؛ قرآن ناطق نیست تا بر آن عمل کنند.» اما بدنه افراطی سپاه، پافشاری کرد و امام را مجبور به پذیرش آتشبس و حَکمیّت نمود.
پس از توقف جنگ و تعیین حکمین (ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص)، همان گروهی که امام را به قبول حکمیّت واداشته بودند، به ناگاه زبان به تغییر موضع گشودند. آنان با دیدن نَخَستین آثار انحراف در روند حکمیّت، احساس مغبون شدن کردند و برای تبرئه خویش، تقصیر را به گردن امام انداختند. با استناد به آیات ۸۰ سوره مائده («وَمَن لَم یَحْکُم بِما أَنزَلَ اللّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرون») و آیه ۶ سوره حجرات، مدعی شدند که داوری انسانها در دین خدا کفر است و شعار «لا حُکمَ إلّا لله» (فرمانروایی و داوری جز برای خدا نیست) را سردادند. آنان از امام خواستند از این «کفر» توبه کند و پیمان حکمیّت را بشکند؛ اما امام که به عهد خود وفادار بود، فرمود: ما چیزی را که…

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید