عصر حجر، نماد فرهنگی یا نشانهای از فرهنگ آمریکایی؟
«عصر حجر» برای ایران یا آینهای برای آمریکا؟
در برابر ایرانِ ریشهدار، تهدید «ترامپ» چیزی جز ادعایی پوشالی و نابخردانه نیست.
تهدید «عصر حجر» و واقعیت ایران
به گزارش روزباتو، تکرار ادعای «بازگرداندن ایران به عصر حجر» شعاری کهنه است که هر بار با هیاهو مطرح میشود، اما در عمل چیزی از جنس بیبرنامگی و درماندگی سیاسی را نشان میدهد. این گزاره که گویا میتوان ملتها را با بمب و شعار عقب راند، سالهاست در صندوقچه تهدیدهای فرسوده جا خوش کرده و بیش از آنکه قدرتی را ثابت کند، ضعف درک از تاریخ و جامعه ایران را عیان میسازد.
ایران سرزمینی است که قرنها، موجهای پیاپی از قدرتها و قبایل را دیده و از سر گذرانده است؛ جایی که هم حمله دیده و هم ویرانی، اما در هر بار از دل همان بحرانها دوباره ایستاده است. چنین تاریخی را نمیتوان با یک جمله تهدیدآمیز به عقب راند. ایران با حافظهای جمعی، فرهنگی عمیق و دانشی انباشته، هر بار تهاجم را به فرصتی برای بازسازی و نوآفرینی تبدیل کرده است.
ردپای تاریخ در جایجای این سرزمین
در این سرزمین، مسیر تاریخی در هر گوشه قابل مشاهده است؛ از آثار کهنی که برخیشان بیش از هزار سال قدمت دارند. بناهایی مانند مسجد جامع اصفهان با لایههای متنوع تاریخی از قرون نخستین اسلامی، یا گنبد قابوس در گلستان که نمونهای برجسته از معماری قرن چهارم هجری است، تنها گوشهای از این میراث ماندگارند. همین مجموعههای فرهنگی و هنری، از ریشههای عمیق تا دستاوردهای نو، گواه تابآوری و خلاقیت مردمی هستند که فرهنگ را زنده نگه داشتهاند؛ فرهنگی که نه یک ایدعا، بلکه یک استمرار تاریخی، پیچیده و چندبعدی است.

آمریکا و آینهای که نمیخواهد خود را ببیند
از سوی دیگر، کارنامه سیاسی ایالات متحده که ترامپ نیز بخشی از آن است، سرشار از مداخلات نظامی، جنگها و بیثباتسازیهایی است که در نقاط مختلف جهان رد گذاشتهاند. این واقعیت، ادعای «تمدنسازی» را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد زبان تهدید، در عمل زبان فرسودهای برای پوشاندن ناتوانی در درک پیچیدگی ملتها و تاریخ آنهاست.
البته روشن است که در همین چارچوب، پروندههای پرحاشیه داخلی آمریکا، شکاف میان ادعاهای اخلاقی و واقعیتهای پنهان را عیان کردهاند؛ شکافی که باعث میشود چنین اظهار نظرهایی بیش از پیش زیر ذرهبین قرار بگیرند و اعتبار تهدیدهای توخالی را به چالش بکشند.
سیاست فشار، پوستهای پر سروصدا و توخالی
تهدید دیوانهوار و پرهیاهو، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نوعی ادبیات سیاسی مبتنی بر تحریک احساسات است. ادبیاتی که گاه همه چیز را جمع میکند؛ از شعارهای تند گرفته تا تحقیر و حذف، تا تصویری اغراقآمیز از قدرت بسازد. اما در برابر جامعهای با پشتوانه تاریخی و فرهنگی، این عبارات نه واقعیت را دگرگون میکند و نه مسیر ملت را عوض.

ایران؛ ریشهدار، پویا و آیندهساز
پاسخ روشنتر از آن است که نیاز به جدل داشته باشد: ایران، سرزمینی ریشهدار در تاریخ است؛ با تمدنی که قرنها آزمون پس داده، دانشی که بارها بازآفرینی شده و هویتی که…
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید